تبليغاتX
طنز شهر چرمهین

طنز شهر چرمهین

تو بزن تا من برقصم

نوروز مبارک

جهان انجمن شد بر تخت اوی

از آن بر شده فره بخت اوی

به جمشید بر، گوهر افشاندند

مر آن روز را روز نو خواندند

سر سالِ نو، هرمز فرودین

بر آسوده از رنج تن دل ز كین

به نوروز نو شاهِ گیتی فروز

بر آن تخت بنشست فیروز روز

چنین جشنِ فرخ از آن روزگار

بمانده از آن خسروان یادگار

(فردوسی)

 

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و زدی مگو که امروز خوش است

(خیام)

 

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 0:9  توسط طناز  | 

غول بی شاخ و دم

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود؛

اما راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار و خوشه چینان خرمن سخن دانی و صرافان سر بازار معانی و چابک سواران میدان دانش توسن خوش خرام سخن را اینگونه به جولان در آورده اند که در حوالی زمینهای بی صاحاب ولایت دارقوز آباد یک غول از نوع بیابانی و بی شاخ و دم پیدا شده بود و به هیچ عنوان نمی گذاشت هیچکس(اعم از افراد حکومتی و عادی) وارد ولایت دارقوزآباد بشود .

مردم دیدند که اینطوری نمی شود زندگی کرد.این شد که با مجوز از آبادی داری و ارگانهای ذیربط در میدان ولایت جمع شدند و گفتند چه بکنیم و چه نکنیم؟دست آخر قرار شد که پنج نفر آدم گردن کلفت و پهلوان از بین خودشان انتخاب کنند که هر شب یکی برود بیابان؛ببینند حرف حساب این غول بیابانی چیست.بعداز کلی این در و آن در زدن توانستند که چهارتا پهلوان پیدا کنند دو تا رعیت و دو تاگله دار اما چون قرار بر این بود که حتماً پنج نفر باشند سر آخر قرعه زدند و قرعه به نام یک پیرمرد بی نوای زبون بسته افتاد.مردم چهار پهلوان و پیرمرد را سردست گرفتند و در آبادی گرداندند تا همه بدانند که چه افرادی می خواهند بروند سراغ غول بی شاخ و دم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 11:56  توسط طناز  | 

رساله سی پند

عزیزان من حتماٌ تا حا لا متوجه شده اید که نویسنده این وبلاگ کذایی در علم مایه و در هنر پایه ای نداره.ولی به خواندن وبلاگهای متنوع و سیر در آثار ادبی اهتمام ویژه ای داشته است.

چندوقت پیش نسخه ای خطی از گفتار سلطان الطنازین حاجی آقا مشهدی کربلایی عبید به نام رساله صد پند به طور اتفاقی به دستم رسید و سیری عمیق در آن داشتم و پیش خود گفتم حیف است که هم مسلکان بی ریا و بی شائبه را از این باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست محروم دارم بر این شدم که از باطن آن معانی هم طراز مسایل روزمره خود استخراج کنم تا دامنی گل چیده باشم هدیت دوستان و اما بعد

اگر شربتي بايدت سودمند

زداعي شنو نوشدارو ي پند

ز پرويزن معرفت بيخته

به شهد ظرافت بر آميخته

1-     فکر تحصیلات عالیه را از سر بیرون کنید و وسوسه آن را در نطفه خفه .(در مورد جنس مونث دقیقاٌ بر عکس)

2-     پول داشته باش و پادشاهی کن و بی پول باش و هر چه خواهی کن.

3-     همه راهها را امتحان کن اما بدان که بعضی از راهها برگشتی ندارند.

4-     فکر درست شدن وضعیت موجود(وضع کوچه ها و خیابان های آبادی) را از سر گرامی به در کنید.

5-     از کسی که دور ماند از اصل خویش و نویسنده کلمه بدرود یاد نکنید.

6-     امید از درست شدن کوچه های آبادی ببرید تا بتوانید به ریش آبادی دار بخندید.

7-     اگر می خواهید یک شبه پول دار شوید به درگاه والا مقامان متوسل شوید.

8-     جان عزیز خود را فدای هیچ آقای محترمی نکنید.

9-     تا می توانید بگویید حلوا حلوا تا دهانتان همیشه شیرین باشد.

10- افراد جدی و بد اخلاق و بد قلق و تازه به دوران رسیده و دروغگو و بی ادب را به ظاهر گرامی بدارید و در خفا لعن کنید.

11- دروغگویی  را به از حق گویی دانید.

12- همیشه از دستمال های ابریشمی کار یزد استفاده کنید و تا می توانید دروغگو باشید و از حزب باد تبعیت کنید و نان را به نرخ روز بخورید تا پیش بزرگان عزیز باشید و طول عمر با عزت یابید.

13- حرف همه را به خوبی گوش دهید ولی هیچ حرفی را باور نکنید.

14- به هیچ کس اعتماد نکن حتی به خودت و به همه کس اعتماد کن غیر از راستگو.

15- تا می توانید برای دوست و آشنا و غریبه حرف در بیارید و دروغ به ریششان ببندید و گرنه دیگران این کار را با شما می کنند.

16- اگر دوست دارید که روحتان در آن دنیا راحت باشد هیچ مال و منالی از خود به جا نگذارید.

17- مجرد و متاهل با هم برابرند ولی متاهل ها برابر ترند.

ادامه مطلب را ببینید...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 22:55  توسط طناز  | 

تفسیری بر یک شعر و موزیک

تا حالا شده خسته و کوفته توی یکی از این مینی بوسهای کار کذایی آبادی نشسته باشی و در هر نفس که فرو می رود و بر می آید هزار بار بگی کاش پر میشد می رفتیم ؟خوب حالا تصور کنین اگر تو این وضعیت یکی هم کنارت نشسته باشه و رپ گوش کنه اونم از نوع ساسی مانکن با سه نقطه که من هر چی فکر کردم نفهمیدم این سه نقطه روی کدوم سه باشه شما خودتون قضاوت کنید. وشخص مذکور به هیچ عنوان بی خیال نشه...این میشه با خودت میگی بذار گوش کنیم ببینیم چی میگه از هیچی بهتره و بعد از اینکه خوب گوش دادیم (حتی بهتر از گوش دادن به درس) به فکر افتادیم که محض خالی نبودن عریضه تفسیری بر این شعر زیبا و پر معنی بنویسیم.

بله شعر این طور شروع میشه ، در واقع مطلع شعر اینه:

آها ساسی مانکن مانکن ، با سه نقطه نقطه

البته در مورد سه نقطه یکی از آگاهان اعلام کرد که این سه نقطه نیست و اینجا شاعر دارند دوست خودشون آقای حسین مخته را معرفی می کنن ولی از آنجا که در داوری اگر پنجاه پنجاه تشخیص دادی بازی ادامه پیدا می کنه ما همون سه نقطه را دیدیم هیچگونه فول و آفسایدی هم در کار نبود و اصلا دوست ندارم وارد حاشیه بشم .درمورد ساسی مانکن هم که نیازی به توضیح نیست و مسلما اسم شاعر اصلی شعر است و اینکه این اسم به چه معناست اصلا به ما مربوط نیست ما باید کار زیر بنایی بکنیم این که جوونای ما اسمشون را هر چی خواستند بذارند و ما مسخرشون کنیم که نمیشه ما باید از آبادی دار یاد بگیریم و کارهای زیر بنایی انجام بدیم آره داداش راه نداره .

ادامه مطلع شعر :

انگار که نه انگار که یکی تو دل تو هستش

الان صبح شده منم میخام بکنم تو دل تو ورزش

در اینجا شاعر محترم با حالت تعجب توام با عصبانیت به مخاطب خودش(( که هنوز مشخص نیست)) داره میگه عجب آدم دل گنده ای هستسی انگار نه انگار که یک شخص ثالثی تو شکمته وحالا که اینطورشد من هم باید مثل آن شخص تو دل تو ورزش کنم و اصلا هم کوتاه نمیام .آگاهان اعلام کردندکه طرف مورد مخاطب احتمالا خانمی بودند آبستن و شاعر با دلسوزی به این خانم محترمه و محجبه بیان داشتند که کار سنگین انجام ندهند و با کنایه به خانم مذکور میگه :"میخای منم تو دلت ورزش کنم؟!!!"

بیام اینجا با دویست میلیون ، صد و بیست و دو ارتش

اگه جمع بشن نمیتونن منو بگیرن از قلبش

 در این بیت لحن شاعر عوض شده و چهره عاشق مآب خود را نشون میده و به معشوق خود که احتمالا همان فرد دل گنده (هنوز جنسیت آن فرد ثابت نشده) است میگه من با دویست میلیون نفر آدم و صد و بیست ودو ارتش به اینجا میام و هیچ کس نمیتونه تو را از من بگیره.اینجا شاعر ما را به یاد یکی از فامیلهای بزرگ آبادی می اندازه که به همین شیوه سالهاست که در شورا ست و کسی نمیتونه به خاطر همون دویست میلیون و و صد و بیست ودو ارتش شورا را از آنها بگیرد.

آخه ساسی با تو خیلی هپیه محلم نمیذاره به بقیه.

ساسی یا همان شاعر فوق الذکر در این مصرع عشق خودشو به معشوقش نشون داده واستفاده کردن از کلمه هپی(بر وزن پتی با رفع "پ")  نشان دهنده همین موضوعه و شاعر به خاطر همین موضوع به شخص ثالثی هم محل نمیذاره البته متوجه می شویم که اشخاص دیگه ای هم علاقه برقراری ارتباط با شاعر را داشته اند که شاعر تمام آنها را دک کرده اند.   

دوست داری که من...

جییگر تو بخورم میگم به تو کپلم بیا کنارم باش آره

ساسی تو را دوست داره

نمیتونه ترکت کنه دروغکی شک بت کنه

فقط با تو آره

آره حسین دوست داره

شاعر با رعایت دموکراسی کامل از معشوق خودش که مشخص شده که جنس مونث است و دل گنده ای هم داره می پرسه دوست داری که من  جییگرت را بخورم و احتمالا بعد از شنیدن جواب منفی از معشوق سعی به اغفال کردن طرف گرفته و با دوست دارم گفتن و اینکه بدون تو نمیتونم زندگی کنم و فقط با تو و از این حرفا سعی کرده که جییگر دختر مردم را بخوره ولی این دختر زرنگ تر از این حرفا بوده و حتی با شنیدن نام اصلی شاعر (حسین) باز هم فریب نمیخوره .با توجه به این ابیات متوجه می شویم که شاعر یکی از ایادی استکبار است که رابطه ی نزدیکی هم با هند جگر خوار دارد.

بعد از اینکه متوجه شدم شاعر از ایادی استکبار است دو دست گرامی را بر دو گوش عزیز گذاشته و دیگر چیزی نشنیدم و آرزو میکنم اون دختر از دست این شاعر معلوم الحال جان سالم بدر برده باشد.

البته خیلی سوال تو ذهنم بی جواب موند از جمله:

شاعر که اسمش ساسی بود پس حسین دیگه کیه؟

 ارتباط این دختر با این پسر چطور شروع شد؟

عاقبت این ارتباط چی میشه؟

یه سوال دیگه :

شاعر از کجا دویست میلیون آدم جمع کرده مملکت ما که فوقش 80 میلیون نفر داره؟

و کلی سوال دیگه.... 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 19:1  توسط طناز  | 

در راستای سال اصلاح الگوی مصرف

سر ساقی سلامت

در  راستای سال اصلاح الگوی مصرف:

شورای آبادی پیشنهاد کرد استفاده از مینی بوسهای اهدایی اصراف و حیف و میل اموال بیت المال است (اتوبوس هم که مسلما بزرگتر از مینی بوس است)، به ای نحو حرام است و به حکم محاربه با الگوی مصرف می باشد به همین دلیل این وسایل نقلیه مطلوب برای فروش به مزایده گذاشته شوند تا با فروش آنها بتوان به کارهای زیر بنایی دیگر همچون ساخت وساز و تخریب پرداخت.

این شورا استفاده از مینی بوسهای حاضر در صحنه ی حمل ونقل عمومی را نشانه عمل به اصلاح الگوی مصرف معرفی کرد.

در  راستای سال اصلاح الگوی مصرف:

ستاد زیباسازی و عمرانی آبادی داری اعلام کرد به دلیل بالا بودن هزینه ها تمام کوچه های آسفالت نشده آبادی به همین شکل باقی خواهد ماند و فقط یک کوچه آسفالت می شود!

سوال: این کوچه کجاست؟

الف)نمی دونم

ب)می دونم ولی نمیگم

ج)نزدیک یکشنبه بازار (ژاله 18)

د) ژاله 3 یا 4 یا 5 یا 6 یا...   

این ستاد همچنین اعلام کرد ساخت ساختمان جدید برای آبادی داری اصلا بر خلاف  الگوی مصرف نیست چو.ن با مصالح ساختمان قبلی داره ساخته میشه.در ضمن ساختمان آبادی داری باید هر 7 سال یکبار دو باره بنا شود چون مزایای زیادی دارد از جمله:

1-مشت محکمی تو دهن استکبار جهانی است.

2- باعث خشنودی خدا و خلق خداست.

3- باعث سرافرازی دوست و دشمن است.

4- به زیبا سازی آبادی کمک شایانی می کند.

و...

همچنین ساخت مجموعه فرهنگی موهور سیاه در عمل به این شعار لبیک محکمی گفته به طوری که ایادی کفر دستشون جا رفته و گوششون کر شده و دیگر صدایی نمی شنوند.

این ستاد در همین راستا اقدام به ساخت دست انداز های هوشمنددر سطح آبادی کرده به گونه ای که عقل هیچ یک از طوایف جن به آن نرسیده و نخواهد رسید ، سخنگوی این سازمان در رابطه با طرز کار این دست انداز ها و روش ساخت آنها گفته ما خودمون هم طرز کار هیچ یک از این دست اندازهای جان بر کف را نمی دانیم ، ولی روش ساخت آنها بسیار آسان بوده و به دلیل اینکه این طرح لو نرود از گفتن آن معذورم!

وی در توضیح کلمه جان بر کف گفت به علت این که هر لحظه ممکن است جان یک راکب موتور سیکلت یحتمل "خِلاف" را بگیرد این اسم با مسمی را به این دست اندازها اتلاق کرده اند.

 در  راستای سال اصلاح الگوی مصرف:

واحد موتوری آبادی داری اعلام کرد با یک دستگاه لودر خیلی کار ها میشه کرد از جمله:

1-    بردن یک باکت خاک به آن سر آبادی برا پر کردن یک چاله.

2-    خراب کردن خانه های شامل کمیسیون ماده 100

این واحد اعلام کرد لودر دستگاه خوبی است و با آن میشه دهن تمام جهان کفر را با خاک پر کرد.

ادامه دارد...

تو بزن تا من برقصم....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 0:36  توسط طناز  | 

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد

 

گاو ما ما مي كرد
گوسفند بع بع مي كرد
سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 13:12  توسط طناز  | 

مسابقه چهار گزینه ای(قسمت دوم)

سر ساقی سلامت

1-اگر ساعت چهار بعد از ظهر یا یک روز تعطیل قصد عزیمت به زرین شهر داشتی ...

الف)به ایستگاه مینی بوسها رفته و سوار یکی از چندین مینی بوسی که در ایستگاه قرار دارند می شویم .

ب)با یکی از اتوبوسهایی که آبادی دار برای این مسیر گذاشته اند می رویم.

ج)با یکی از مینی بوسهایی که آبادی دار در این مسیر گذاشته اند می رویم.

د)به .... می رویم..

ه)با هزار مکافات خودتو سر ورودی آبادی(دوراه)رسونده و از آنجا اگر سالم موندی با یکی از ماشینهای مسیرخودتو به مقصد می رسونی.

 

2- در مورد شورای شهر کدام دو مورد ارتباط بیشتری با هم دارند؟

الف)تفکیک و تقسیم زمینهای بی صاحاب و مردم و جوانهای بی زمین

ب) تفکیک و تقسیم زمینهای بی صاحاب و کارگاههای صنعتی

ج) تفکیک و تقسیم زمینهای بی صاحاب و انتخابات شورا ها

د) تفکیک و تقسیم زمینهای بی صاحاب و اقوام شوراها

 

3-در کدام نقطه از آبادی تا به حال زمینها تفکیک و تقسیم نشده اند؟

الف)زمینهای بالای فلکه آبادی داری

ب)زمینهای پایین حموم حج بی بی

ج)زمینهای سمت بار قوز آباد

د)زمینهای گلستان شهدا و قبرستان خشک آباد

 

4-داغترین خبر آبادی چه بود؟

الف)استعفای شیخ معلوم الحال دارقورآبادی از سمت شورای شهر

ب)واگذاری 3 دستگاه مینی بوس و 2 دستگاه اتوبوس به آبادی داری

ج)گرفتن امتیاز احداث بیمارستان و زایشگاه در آبادی توسط شورا

د)گرفتن امتیاز احداث دانشگاه پیام نور در آبادی توسط شورا

ه)تخریب خانه ی یک معلم بازنشسته

 

5- برای عکس انداختن و کلاس گذاشتن کدام مکان آبادی به آبادی دار و شورا پیشنهاد می شود؟

الف)یکشنبه بازار

ب)کوچه های آسفالت نشده چرمهین

ج)مینی بوسهای خط زرین شهر- دارقوزآباد

د)ویلای آبادی دار مستقر در موهور سیاه

ه)زمینهایی که به خوبی و خوشی تفکیک شده اند

ز)خرابه های خانه ی یک معلم باز نشسته

 

6- کدام مورد در بین شورای شهر دیده نمی شود؟

الف)عشق به آبادی و حال و حوصله سر و کله زدن با مردم

ب)تلاش برای آبادانی و پیشرفت آبادی

ج)عبرت از گذشتگان

د)داشتن برنامه برای آینده

 

7- طرح سوالات فوق کدام مورد را به شدت تکذیب می کند؟

الف)نشر اکاذیب

ب)دشمنی با آبادی دار و شورا محترم

ج)همکاری با استکبار جهانی

د)هیچکدام

تو بزن تا من برقصم....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 11:30  توسط طناز  | 

ذکر احوال شیخ معلوم الحال دارقوزآبادی

سر ساقی سلامت

آن دائم الشورا ، آن نویسنده وبلاگ ،آن استاد آلبرت فردریک ، آن دارنده اقوام ، آن یار آبادی دار ،آن معلم همه چیز بلد ، آن دائم العلاف ، آن نگارنده کلام،  شیخنا و مولانا معلوم الحال شورا نشان رضی الله عنه از خردسالی در شورا بود و اقوام زیاد داشت.

نقل است چون به دنیا آمد با لسان طفلان فریاد همی بر کشید : (( ادَ دودو )) و چهار صد شیخ بیامدند تا سخن وی ترجمه کردندی و چنین ترجمه کردندی : ((من تا قیامت شورا خواهم ماند به پشتوانه اقوام زیاد. )) و از حکمتی که در سخن وی بارز شد چهل شیخ در دم بمردند و الباقی به مدت سی سال همی یبوست بر آنها عارض گشت .

و چون به سه سال رسید بگفت : (( من شورا را  حق مسلم خود می دانم وآموزش و پرورش خیلی خوب است)) و از سخن وی خلایق به خانه او همی شدند و شعار دادندی تا بد خواهان وی نابود گشتندی و آبادی داری کشف گشتی .

و او به ایوان خانه همی رفت و مژده همی داد  که سالی سی بار زمینهای بی صاحاب را تفکیک همی کند و خلایق را شوق عارض شد و پای کوبیدند و او را از این کار هیچ خوش نیامد .

نقل است چون زمینهای بی صاحاب را به خوبی و خوشی تفکیک و تقسیم کرد بر مسند وبلاگ نویسی نشستندی و خنده بزدی و همه را از این کار اشک جاری گشت و بد خواهان که مدتها پیش به علت شعار مردم نابود گشته بودندی باز هم نابود همی شدندی .

چون برای Nامین بارنامزد شورا بشد او را سوال کردندی که یا شیخ چه حسی داری و او تبسمی کرد و بگفت : (( انا دائم الشورا و لا شک فیه الی الیوم القیامه  ))  ، ( ترجمه من تا روز قیامت شورا خواهم ماند ، و چه حالی پسندیده تر از این  پس در آن حال بسیار غش کرد...........)

از او جملات بسیار نقل است : (( الدارقوز آباد هو البیتی و انا یحبه الخیلی))  ، (ترجمه  من دار قور آباد را ساختم و آن را همی دوست دارم )

و گفت : (( الشورا حق المسلم فانی تلاش فی السبیله)) ،  ( ترجمه : شورا حق مسلم من و اقوامم است و من از بچگی شورا را دوست می داشتم )

چون دم وفاتش گشت عزراییل بر او ظاهر گشت و بگفت : ((بمیر دیگه سیریش )) و او نگاهی چب بر عزرائیل کرد و عزرائیل با تعجب همی گفت که چطور است که در شورا نیستی و از این عجب که بر عزرائیل آمد راه برگشت پیش گرفت و شیخنا ناپدید گشت ، خدایش حفظ کند .

تو بزن تا من برقصم....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 13:22  توسط طناز  | 

پرتاب نسل جدید از ماهواره های وطنی( از نسل امید جون اینا...)

سر ساقی سلامت

-        سازمان هوا فضای دارقوزآباد اعلام کرد بزودی نسل جدیدی از ماهواره های امید را پرتاب خواهد کرد. این ماهواره ها با نام های مد آقا،هیبت،علی نفی و شوکولی تولید و عرضه خواهند شد.

-        یکی از اعضای شورادر مراسم پرتاب اولین ماهواره ساخته شده به دست خانم های این آبادی با عنوان ماهواره "شاه صنم" عنوان کرد: بانوان آبادی نباید فقط نظاره گر پرتاب ماهواره های مردانه باشند و برای به دست آوردن اسامی زنانه بیشتر در فضا باید مبارزه کنند.

-        راهنمایی و رانندگی دارقوزآباد محدودیت های ترافیکی در مدارهای مختلف ماهواره ای را اعلام کرد: مدارهای حرکت ماهواره ها فردا از ساعت 6 تا 18 از مسیر شیخ به مشتری یکطرفه خواهد بود. همچنین به علت عملیات اصلاح سیستم روشنایی در تقاطع مدارهای آبشار، صوره و" میرم بگوم"، رفت و آمد با کندی صورت می گیرد.

-        کارشناس سازمان فضا شناسی و وضعیت فضای 24 ساعت آینده: در 24 ساعت آینده موج گرد و خاک از سمت "تالیوز" به" شاه لولاک" و کاهش دید را خواهیم داشت. همچنین برای قسمت های شرقی آبادی بارش شدید شهاب سنگ را پیش بینی می کنیم که از ماهواره های گرامی می خواهیم با رعایت مقررات هوا فضا و استفاده از زنجیر چرخ حرکت کنند.

-        آبادی مجاور برای آخرین بار به دارقوزآباد هشدار داد نسبت به کاهش آمار تصادفات ماهواره ای اقدام کند. این آبادی مدعیست با ورود دارقوزآباد به جمع آبادی های پرتاب کننده ماهواره، آمار تصادف ماهواره ها چندین برابر شده است. علت غالب این اتفاقات خرابی ورودی کهکشان دارقوزآباد به آبادی مجاور است.

-        آبادی دار در همایش "ترافیک کهکشان؛ معضلات و و راهکارها" عنوان کرد: ما به تنهایی قادر به اصلاح وضع موجود نیستیم. مشکل ترافیک منظومه آبادی فقط مربوط به «منظومه داری دارقوزآباد » نیست، بلکه مشکل کل کهکشان است و دولت و مجلس باید بیشتر همکاری کنند.

-        رییس شورا اعلام کرد: دارندگان ماهواره های فرسوده فقط تا پایان اسفند می توانند در طرح جایگزینی ماهواره های فرسوده شرکت کنند، در غیر این صورت کارت سوخت آنها باطل می شود و ماهواره آنها به دوستان و فامیل شورا ها واگذار می شود.

-        دارقوزآباد سفیر بارقوزآباد(آبادی مجاور) را به وزارت امور خارجه فرا خواند و مراتب اعتراض شدید دار قوز آباد را نسبت به انگشت نگاری از فضانوردان دار قوز آبادی را به وی ابلاغ کرد.

تو بزن تا من برقصم....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 9:31  توسط طناز  | 

مسابقه چهار گزینه ای(قسمت اول)

سر ساقی سلامت

با درخواست دوستان مبنی به برگزاری یک مسابقه چهار گزینه ای در سطح آبادی بر آن شدیم که این کار را هرچه زودتر انجام دهیم تا شاید مقبول درگاه افتان و خیزان میرویم افت وخیزد...

1-در صورت داشتن سوال ،انتقاد و پیشنهاد به ارگانی در داخل آبادی بهترین کار کدام است؟

الف)این انتقاد که گفتی یعنی چه؟

ب)جدی ؟مگه میشه مردم هم چیزی بگند؟

ج)انتقاد خود را نوشته و در نزدیکترین سطل زباله ای که در آبادی تعبیه شده می اندازیم.

د)تمام انتقادات وپیشنهادهای خود را پشت دربهای سرویسهای بهداشتی آبادی می نویسیم!

2-تاکسی رانی و مینی بوس رانی آبادی زیر نظر کدام ارگان است؟

الف)مخابرات

ب)نانوایی

ج)کتابخانه عمومی

د)ستاد زیبا سازی آبشار شاه لولاک

3-تورم در کدام قسمت آبادی بیشتر است؟

الف) روبروی امور مینی بوس رانی

ب)قسمت فوقانی

ج)قسمت عضلانی

د) اصلا تورم وجود نداره!!!!

4- وظایف شورای شهرچیست؟

الف)هر چهار سال یکبار برای جمع آوری رای بین مردم پیدا شوند و خود را مردمی نشان بدهند.

ب)تفکیک اراضی بی صاحاب و تقسیم آنها بین دوست و فامیل.

ج)برگزاری جلسات مکرر در ساختمان آبادی داری و بالا بردن کلاس خود

د)هر سه مورد

ه)هیچکدام.

 ادامه دارد....

تو بزن تا من برقصم....

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 14:53  توسط طناز  |